تبليغاتX
جاده های سرسبز شمال

سلام

قراره به زودی با مطالب جالب (البته از نظر من جالبه) بر گردم ، امیدوارم تنهام نذارین و

جاده های سر سبز شمال رو با حضورتون سبزتر کنین.

 

نوشته شده توسط گلاره در چهارشنبه یکم اسفند 1386 ساعت 18:59 | لینک ثابت |

سلام به همه ی دوستای خوبم

ممنون که توی این مدتی که جاده های سر سبز شمال راه افتاد منو تنها نذاشتین و همیشه بهم دلگرمی

میدانین،مدتی بود نوشتن درباره شهرمون رو کنار گذاشته بودم و مطالبی که هیچ ربطی به این بلاگ نداشت

رو مینوشتم که از این بابت واقعا شرمندم.

و از طرفی گاهی وقتا حرفایی توی دلمه که نمیدونم کجا و چه جوری باید بیرون بریزمشون،واسه همین

تصمیم گرفتم توی یه بلاگ جدید با عنوان پائیز تنهایی بغضمو بترکونم،و از همه ی دوستانی که مایلند دعوت

میکنم به کلبه ی تنهایی من یه سر بزنن ، و اگه دوست داشتین و مایل به تبادل لینک بودید منو در جریان بذارین.

بازم از همتون ممنونم.

اینم آدرس جدید من:www.paizetanhai.blogfa.com

منتظرم...

 

نوشته شده توسط گلاره در دوشنبه نوزدهم آذر 1386 ساعت 20:4 | لینک ثابت |
شب بارانی من...

شب هنگام است و باران معصومانه و مادرانه دست نوازش بر این زمین سرد و دلمرده میکشد و مردی خسته و رنجور با گامهایی آرام ولی محکم سنگ فرشهای سرد و لرزان خیابان را طی میکند،گویی در دل این ظلمات و در این خنکای شب و زیر نم نم باران پاییزی خاطراتش را مرورمیکند،خاطراتی که شاید به این تاریکی ،روشنی و به این سرما،گرمی می بخشد.

مرد آرام آرام در دل این تاریکی فرو می رود و از دیدگان من دور و دورتر میشود و من هم چنان چشم به این خیابان سرد و عریان میدوزم و پی پیاده ای دیگر که شاید در گذر از این سیاهی خاطراتش را مرور کند میگردم.

و اینها بهانه ای بیش نیست برای بیاد آوردن خاطراتی گم شده در گذشته ی نه چندان دور من،خاطراتی که همیشه زنده اند و زنده خواهند ماند...

 

نوشته شده توسط گلاره در دوشنبه پنجم آذر 1386 ساعت 22:56 | لینک ثابت |
دیروز با خود میگفتم :شاید،

نبینمت

و امروز به این باور رسیدم،

که دیگر نیستی...

نوشته شده توسط گلاره در شنبه سوم آذر 1386 ساعت 10:59 | لینک ثابت |

 

میلاد حضرت نور،حضرت ضامن،امام رضا (ع) مبارک

 

نوشته شده توسط گلاره در چهارشنبه سی ام آبان 1386 ساعت 19:16 | لینک ثابت |

اشتباهی که پشیمانم کرد

اعتمادیست که بر مردم دنیا کردم

در چنین روزگاری که صداقت گل کمیابی است 

به چه کسی میتوان گفت که با تو خوشبخت ترینم؟!

 

نوشته شده توسط گلاره در شنبه نوزدهم آبان 1386 ساعت 22:19 | لینک ثابت |

سلام به همه ی دوستای گلم

امروز که داشتم روزنامه ی گیلان امروز رو میخوندم یه مطلب جالب دیدم،گفتم شاید واسه شما هم جالب

باشه،اونم این بود که قراره پنج شهر به شهرهای استان گیلان اضافه بشه.

معاون عمرانی استانداری گیلان گفتند:این شهرها از توابع شهرهای رشت، انزلی،لنگرود، شفت و فومن   

هستند و با ایجاد این شهرهای جدید تعداد شهرهای استان گیلان به ۵۴ مورد میرسه.

 

 

چه شود نه !؟

نوشته شده توسط گلاره در دوشنبه سی ام مهر 1386 ساعت 18:26 | لینک ثابت |
واژه های گیلکی:

۱- پارا کودن : پاره کردن (para kudan)

۲- پاستن : مراقبت کردن (pastan)

۳- پاقاب : قوزک پا (paghab)

۴- پاکار : زیر بنا (pakar)

۵- پائی : چوب دستی (pai)

۶- پرکستن : لرزیدن (parkastan)

۷- پلا مایه : خورشت (pala mae)

۸- پلی : پهلو (pali)

۹- پولوک : پولک ماهی (puluk)

۱۰- پینیک : وصله ی لباس (pinik)

 

ضرب المثل گیلکی:

پیغمبر خودایم به خودشه جان دوعاکونه : پیغمبر خدا هم به جان خودش دعا میکنه

(peighambare khodayam be khodeshe jan dua kune)

به این معنی که هر کس به فکر خودشه پس تو هم به فکر خودت باش .

 

نوشته شده توسط گلاره در یکشنبه پانزدهم مهر 1386 ساعت 14:2 | لینک ثابت |
من به دیوار پر از خط خطی می اندیشم

و به آن آدمک نقاشی

که سراسیمه پی عشقش بود ،

و من امروز که به تنهایی خود می نگرم

فکر آزادی خود از قفسم!

دوست دارم نیست باشم

نیست تر از قبل خود ،

تا که شاید جزئی از خطوط نا مفهوم دیواری شوم

و کسی مثل من امروزی ،

آرزو داشته باشد که چون من

خطی باشد از خطوط مبهم دیوارها...

نوشته شده توسط گلاره در چهارشنبه چهارم مهر 1386 ساعت 14:30 | لینک ثابت |
ای کاش...

در دلم عشق تو ای کاش فقط جا میکرد

تا دلم رنگ گل یاس تو پیدا میکرد

قلمم کاش فقط نام ترا می دانست

یا زبانم گله از غربت لیلا میکرد

تار و پود من لبریز گنه را ای کاش

عشق می آمد و یک نقشه زیبا میکرد

من که میدانم ازین عشق چه دور افتادم

کاش میشد قلمم پنجره ای وا میکرد

دست من نیست دلم گرد و غباری دارد

دیده ام کاش کمی نور تماشا میکرد...

نوشته شده توسط گلاره در چهارشنبه بیست و هشتم شهریور 1386 ساعت 11:19 | لینک ثابت |
 
business article